آزادی خواهی دل در گرو راه کسانی دارد که شاخه ای دیگر از این حکومت را در باطن نپرورانده باشند

دوران دانشجویی اخبار، روزنامه ها و مجلات اصلاح طلبان را به طور دائم مطالعه می کردم.در اردیبهشت ماه ١٣٩٣ به یاد جانباختگان معترض به نتایج انتخابات ١٣٨٨ نمایشگاهی با عنوان پرندگان خاک برگزار کردم که مضمون تمامی آثار، سیاسی بود.سه ماه پس از آن بازداشت شدم.به غیر از کاریکاتور نمایندگان مجلس که اولین برگه ی بازجویی بود که با آن مواجه شدم؛ از پایان نامه ی دوران دانشجویی تا تمامی آثار هنری که در آن نمایشگاه به ارائه در آمده بود؛ سوال می پرسیدند و پاسخی می خواستند.اما آنچه لازم به ذکر می باشد؛ این است که بسیاری از خانواده ها گمان می برند اگر در چنین شرایطی سکوت پیشه کنند در زندان شرایط بهتری برای فرزندانشان مهیا خواهد شد.خانواده ی من نیز "دلسوزانه" در طول مدت حبس بر همین باور اشتباه پا فشاری می کردند و متاسفانه راه برای فشار بیشتر حکومت و سودجویی بسیاری از اصلاح طلبان هموار شد.در زندان به تجربه ای دست یافتم که ثمره ی آن رسیدن به باوری بود که مسلما در هیچ دانشگاهی آن را نمی آموختم؛ این باور عدم اعتماد به کسانی بود که از حقوق پایمال شده ی انسان ها سخنی به میان نمی آورند مگر آنکه در مسیر آن ها همراه شوی.در غیر این صورت زندانی از سوی آن ها با تحریم خبری، انتشار اخبار کذب،شایعه سازی، تهمت و دروغ پراکنی مواجه خواهد شد.به راستی همراه شدن در مسیر چنین کسانی که افراد مستقل و مخالف خود را نمی بینند و بر نمی تابند مگر آنکه مسلک آن ها را پیشه کنی؛ مطلق گرایی و در نتیجه ی آن دیکتاتوری دیگری را بر عرصه ی ظهور نخواهد رساند؟! آزادی خواهی دل در گرو راه کسانی دارد که شاخه ای دیگر از این حکومت را در باطن نپرورانده باشند!
امروز دیگر با کفش هایی که دوران دانشجویی فقط یک رنگ و یک مسلک را می پیمود گام بر نخواهم داشت و این برای من مهمترین ثمره ی زندان حکمرانان بود.
ابرهای دیروز را به غنیمت گرفتم تا پلی بسازم از "رنگین کمان" به سوی آینده ای که تمامی" باورها و رنگ ها" در آن متبلور خواهد شد...
تبریک به مناسبت روز دانشجو به دانشجویان عزیز
آتنا فرقدانی